ادبیات

من که شاعر نیستم…

من که شاعر نیستم…
فقط خیال حس لمس دست هایت را دلم نیامد ثبت نکنم در تاریخ…
من حتی نقاش خوبی هم نیستم…
ولی چشم هایم انتظارت را در انتهای تمامی خیابان های تهران به طرز ماهرانه ای کشیده اند…
راستش از موسیقی هم سر در نمی آورم…
ولی هر بار که تو را با آن زن در پارک لاله دیدم…
حسادت های زنانه ام را چنگ زدم…
من هیچ نیستم…
اما دوست داشتنت را خوب بلدم…

 

مرجان فضلی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا